المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
345
مروج الذهب ( فارسى )
گفت « اى امير اينان ( و اشاره به يهودى كرد ) پنداشتهاند كه خدا آدم را به صورت خويش آفريد و يكى از پيمبران آنها ، كه نام او را آورد ، در كتاب خود گفته كه بروزگار قديم خدا را با ريش و سر سپيد ديده و خداى تعالى فرموده « من آتش سوزانم و تب آكلهام منم كه پسران را بگناه پدران مواخذه ميكنم » در تورات آنها هست كه دختران لوط به او شراب دادند تا مست شد و با آنها زنا كرد و از او آبستن شدند و بزادند و موسى دو بار پيمبرى خدا را رد كرد تا خدا به سختى بر او خشمگين شد و گوسالهاى را كه بنى اسرائيل پرستش كردند هارون ساخته بود و موسى معجزاتى بفرعون نمود كه جادوگران نيز نظير آن كردند . درباره حيوان مذبوح گفتهاند كه بوسيله خون و گوشت آن به خدا تقرب ميتوان جست . اينان عقل را بازيچه كرده و بدون دليل مانع استدلال شدهاند كه گويند شريعتشان قابل نسخ نيست و پس از موسى گفتار هيچيك از پيمبران اگر با گفته موسى اختلاف داشته باشد پذيرفته نيست در صورتى كه به حكم عقل ميان موسى و پيمبران ديگر اگر دليلى بيارند و حجتى نمودار كنند تفاوت نيست كفر بزرگتر از همه اينست كه گويند به روز كفور يعنى روز استغفار كه روز دهم تشرين اول است خداى كوچك كه او را ميططرون نامند قيام كند و موهاى سر بكند و گويد « واى بر من اگر خانهام ويران و دخترم يتيم باشد امت من واژگون است تا خانهام را بنا نكنم آن را بر نداشتهام » و از يهودان قصهها و خلطها و متناقضات بسيار برشمرد . و اين قبطى بحضور احمد بن طولون با جماعتى از فيلسوفان و ديصانيان و ثنويان و صابيان و مجوسان و گروهى از متكلمان اسلام مجالس بسيار داشت و قسمتى از آن را كه مناسب مينمود در كتاب اخبار الزمان و همه را در كتاب « المقالات فى اصول الديانات » آوردهايم اين قبطى بطوريكه از اخبار او مطلع شديم و از گفتار او دريافتيم معتقد بود كه نظر و برهان باطل است و همه مذاهب مانند همديگر